۱۳۹۱ اسفند ۱۲, شنبه

بایداین پرده های ضخیم را کنار زد

بایداین پرده های ضخیم را کنار زد تا کثافتهای سالیان سال پنهان مانده در پس پرده ها آشکار گردند.






بایداین پرده های ضخیم را کنار زد تا کثافتهای سالیان سال پنهان مانده در پس پرده ها آشکار گردند.
بد نیست اول برای دوستان داستانی کوتاه از مبارزین واقعی تعریف کنم تا با رفتار انسانهای مبارز آشنا شویم.
یکی از همرزمان یک گروه چریکی از مبارزین اسپانیا که سالها پیش مبارزه میکردند از مبارزه برید و شروع کرد به همکاری با نیروهای دولتی و همرزمان سابقش را لو داد. در این جریان یکی از فرماندهان گروه به شهادت رسید. سالها بعد پسر کوچک این فرمانده توانست خودش را به یکی از فرماندهان گروه برساند و با او صحبت کند. در این دیدار فرمانده به پسربچه گفت: هر چه از من میخواهی بگو. پسربچه گفت: من از شما چیزی نمیخواهم، من میخواهم قاتل پدرم را بکشید. با اینکه نه فرمانده و نه همرزمان پدر او هیچ نشانی از قاتل نداشتند، به پسرهمرزم شهیدشان قول دادند. قول دادند هر جا که باشد قاتل پدرش را خواهند کشت. سرانجام ردی از قاتل که یک افسرنظامی بود پیدا کردند و فهمیدند او از آن منطقه رفته. چریکها با هزار مکافات آدرس قاتل را بدست آوردند اما با محل استقرارشان فاصلۀ زیادی بود و برای رسیدن به آن منطقه باید صدها کیلومتر را طی می کردند و تازه در صورت رسیدن به محل به دلیل ناآشنا بودن با محیط احتمال موفقیت بسیار ناچیز بود. با اینهمه فرمانده چریکها به یکی از همرزمانش گفت باید رفت و این عملیات را انجام داد ما به پسر فرمانده و همرزم شهیدمان قول داده ایم. دو نفر داوطلب انجام این عملیات شدند و بعد از پیمودن صدها کیلومتر راه و درگیری های متعدد به شهر افسر مورد نظر رسیدند. بالاخره خودشان را به هر زحمتی بود به نزدیک ساختمان افسر قاتل رسانده و از پنجرۀ اتاق او را نشانه گرفتند. ولی پیش از شلیک ناگهان چشم فرمانده به همان بریدۀ خائن افتاد که در کنار افسر قاتل ایستاده بود. به نفرش فرمان داد که افسر قاتل را نزند و بجای او همان بریدۀ خائن را بزند. نفر تیم اعتراض کرد و گفت ما صدها کیلومتر راه آمده ایم و این همه درگیری و بالاتر از همه اینها ما به پسر فرمانده و همرزم شهیدمان قول داده ایم که قاتل پدرش را بزنیم ، یک گلوله هم بیشتر برایمان نمانده! اگر خائن را بزنیم، افسر قاتل را از دست خواهیم داد و اگر زنده بمانیم در پیش پسر همرزمان خجالت زده خواهیم شد. این همه راه آمدیم تا قاتل پدرش را بزنیم اما ...
فرمانده با قاطعیت فرمان داد که بریدۀ خائن را بزن. چریک دیگر دوباره پرسید قاتل یا بریده خائن را؟ و او فریاد زد: بریده خائن را بزن! و سرانجام هم گلوله بجای افسر قاتل بسوی بریده خائن شلیک شد.

بله، هشیاری ویژگی یک مبارز واقعیست. یک مبارز باید در عین اعتماد به نزدیکانش، هشیاری خود را هم حفظ کند. بخش زیادی از موفقیت یک مبارز به هوشیاری او برمیگردد. در مقابل این رژیم ضد تمام ارزشهای انسانی همه خطاها را میشود بخشید ولی خیانت را هرگز نباید بخشید!
 خطا مثل به حادثه میماند، ولی خیانت را فرد انتخاب میکند. او تصمیم میگیرد که به گذشته خودش و به بهترین دوست و یار خودش خیانت بکند.  پس فرق خطا و خیانت بسیار است. اول باید خیانت را شناخت بعد در رابطه با خائن حرف زد، ولی اگر خیانتش مشخص شد دیگر نمیتوان اسم دیگری به او داد چراکه خائن، خائن است. او آگاهانه تصمیم به خیانت گرفته. به این نتیجه رسیده که نام دوستان و یارانش را از دفترش پاک کرده و خودش را در اختیار فرد یا جریان دیگری که انتخاب کرده بگذارد. خیانت برای آن فرد خائن زندگی تازه ای و رضایتمندانه ای است.
پس تا اینجا به این نتیجه میرسیم که خیانت برای یک خائن زندگی تازه ایست. گذشتۀ این فرد دیگر برایش هیچ ارزشی ندارد، به مرور از آن متنفر نیز میشود. از تمام گذاشته خود متنفر میشود حتی اگر این گذشته شامل نزدیک ترین افراد به خود باشد. مادر، پدر یا  برادر و خواهر و یا همسر، فرقی نمی کند. فرد خائن بعد از انتخاب جدیدش از همۀ اینها بعنوان ابزاری برعلیه دوستان، یاران و حتی خانواده اش استفاده میکند. فکر میکنم فرق خیانت وخائن با خطا و خطاکار مشخص شده باشد. بنظر من هر نوع خطا را میشود بخشید ولی خیانت را هرگز! چون انتخاب کرده، از جایی کنده شده و بجای دیگری وصل شده، یک زندگی را خط زده و زندگی دیگر را شروع کرده و همۀ اینها را هم آگاهانه انجام داده است.
امروز کسی نیست که نداند بر مجاهدین خلق ایران در این ده سال چه گذاشت. مماشاتگران و معامله گران در تبانی با آخوندهای جنایتکار، مقاومت بینظیر و برحق یک ملت را تروریست خواندند و در لیستهای آخوند پسند خود قرار دادند. در سایۀ این لیست گذاری، چه جفاها و جنایتها که در حق مجاهدین و خانواده هایشان نکردند، رژیم ضد بشری خمینی فرزندان، بستگان و نزدیکان مجاهدین را تحت فشار قرار داد، به زندان انداخت و شکنجه کرد و آشکارا گفت که اینها طبق نظر خود دولتهای غربی و آمریکایی تروریست هستند. 15 سال مجاهدین و یارانشان تمام توانشان را بکار گرفتند تا سرانجام توانستند این لیست ننگین را پاره کرده و عدالت را به جای خود بنشانند.
فراموش نکرده ایم بمباران قرارگاه های مجاهدین در عراق را که به خواست آخوندها و توسط نیروهای ائتلاف انجام شد. باز هم معامله با آخوندها و 120 بار بمباران قرارگاهها با پیشرفته ترین تسلیحات، به قصد نابودی مجاهدین و برای خوشآیند آخوندها. در این بمبارانها ده ها مجاهد شهید شدند.
فراموش نکرده ایم، در همان روزهای بمباران در عراق، دستگیری هواداران مقاومت، پناهندگان سیاسی و رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت در پاریس را توسط دولت وقت فرانسه با برچسب آخوند پسند تروریست. آنها که سالها با حفاظت رسمی دولت فرانسه در این کشور سکونت داشتند، ناگهان تروریست شدند و تهدیدی علیه امنیت فرانسه!
خباثت تا بدانجا پیش رفت که قصد تحویل بانوی بی بدیل و سرچشمۀ امید مقاومت ایران  را به آخوندهای تهران داشتند، اما گز نکرده بریده بودند! آتش دلهای سوخته و شعله های خشم زنان و مردان  چنان کوه های آتشفشان فوران کرد و این معاملۀ کثیف را سوزاند و خاکسترش را به باد داد. مشعل های انسانی سرانجام "مهر تابان" را از زندان آنهم در کشور ملقب به مهد دموکراسی بیرون کشیدند.
فراموش نکرده ایم خلع سلاح کردن ارتش آزادی بخش ملی ایران را و قبول مسئولیت حفاظت مجاهدین بی سلاح از طرف دولت آمریکا و سازمان ملل متحد. ولی متأسفانه باز هم به خواست آخوندها هم سازمان ملل و هم آمریکا از زیر باز مسئولیت شانه خالی کردند و مجاهدین خلع سلاح شده را سپردند به نیروهای تحت نفوذ سپاه تروریستی قدس. همه دیدیم چگونه مجاهدین خلق ایران بدست پاسداران نیروی قدس در شهر اشرف کشتار شدند. با همان زره پوشهای آمریکایی که قرار بود امنیت را حفظ کنند، به خاک و خون کشیدندشان. دهها مجاهد شهید و صدها مجروح نتیجۀ بی عملی دولت آمریکا و سازمان ملل متحد بود.
امروز هم شاهدیم که سازمان ملل و دولت آمریکا که رسمأ تضمین امنیت و سلامت مجاهدین را مشروط به خروج از شهر اشرف کردند باز هم به قول خود عمل نکردند. مجاهدین شهر اشرف را ترک کردند و به کمپ ترانزیت لیبرتی رفتند تا مقدمات خروج آنها از عراق آماده و به کشور ثالث منتقل شوند. قرار بود سکونت در لیبرتی تنها برای چند ماه و به مثابۀ کمپ ترانزیت باشد نه زندان و قتلگاه مجاهدین خلق! اما روز 21 بهمن ماه کمپ لیبرتی موشکباران شد و باز تهدادی دیگر از مجاهدین شهید  و بسیاری مجروح شدند.
شش ماه پیش آقای مسعود رجوی به سازمان ملل متحد و دولت عراق اعلام کرد که  مجاهدین حاضر هستند تمام دارایی های خود را که بالغ بر صدها میلیون دلار ارزش دارند را به دولت عراق واگذار کنند وعراق را بلادرنگ ترک کنند. کافی است راه ما را باز کنید تا ازعراق بیرون برویم. اگر واقعا مسئله اصلی خروج مجاهدین از عراق بود باید همۀ طرفها از این پیشنهاد استقبال می کردند! ولی پاسخی ندادند.
در این مدت هم تعدادی بریدۀ خائن در فضای مجازی، به خصوص فیس بوک،  لباس دوست بر تن کرده، برای مجاهدین نقش دایه های دلسوزتر از مادر را بازی می کنند! نقشی برای نشاندن نقش لبخند بر صورتهای کریه مأموران وزارت اطلاعات. بیرحمانه سینۀ خونین این مقاومت را با تیرهای زهراگین نشانه می روند.
یکی اظهار فضل می کرد که اگر به نظرات من توجه کرده بودید اینطور نمی شد، دیگری  وکیل مجاهدین شده و آن یکی هم نقش سخنگوی مجاهدین را عهده دار شده است. اینها در زیر بمباران رسانه ای وزارت اطلاعات که تشکیلات مجاهدین و رهبرانشان را بانی و باعث کشتار مجاهدین معرفی می کنند و هنوز هم این خط را ادامه می دهند، شده اند آتش بیار معرکه! نیروی قدس کشتار می کند، اینها یقۀ می درانند و برای مجاهدین عربده کشی می کنند! بیرحمی و وقاحت را می بینید؟ در لباس دوست به کیسۀ دشمن می ریزند!
مجاهدین خلق هزاران وکیل سرشناس دنیا را بکار گرفتند تا امنیت اعضای سازمانشان را بعد از اشغال عراق تأمین کنند و امروز هم برای خارج کردن آنها از عراق هرچه در توان دارند را به میدان آورده اند. حمایت نمایندگان بسیاری از کشورها، شخصیتها، نهادها و سازمانها را جلب کردند تا امنیت و سلامت مجاهدین شهر اشرف تضمین شود. علاوه بر اینها هزاران هوادار صادق و آگاه، شب و روزشان و همه چیزشان را در راه تأمین حفاظت مجاهدین شهر اشرف و زندان لیبرتی گذاشته اند. حالا یک مشت خود فروخته و خائن همه اینها را نادیده میگیرند و در نقش دایه دلسوزتر از مادر مجاهدین، مسلسل وار به مجاهدین تهمت و دروغ می بندند.
بسیاری از ما بارها بغض هایمان در گلو شکست ولی با صبر و شکیبایی همۀ اینها را تحمل کردیم و دم برنیاوردیم. اما دیگر بس است! الان زمان گوش کردن به فرمان چریک اسپانیایست، اول خائن را باید نشانه گرفت بعد قاتل را! باید قلب خیانت را نشانه گرفت!
خاطره ای از خودم بگویم. زمانی مجاهدین را برای آموزشهای تیراندازی به یک منطقه کوهستانی در ایران میبردم. یکی از برادرهایم که سوادی نداشت و اصلأ سیاسی هم نبود، میدانست من مجاهد هستم و بچه های مجاهدین را در کوهستان آموزش می دهم. در دوران زندان هم  این برادرم را با اینکه سن و سالی ازش گذشته چندین بار به خاطر من دستگیر و شکنجه کردند. خلاصه هفت سال بعداز فرار من از زندان دوباره برادرم را که بالای هفتاد سال سن دارد دستگیر  و شکنجه می کنند. از او اطلاعات من را می خواستند، درحالیکه او هیچ خبری از من و زندگی من نداشت. تنها می دانست که من در کوهها به مجاهدین آموزش تیراندازی میدادم و همین را به پاسدارها گفته بود. این خبر را بیست سال پیش به من دادند. من با او قطع رابطه کردم، هنوز هم با این برادر حرف نمی زنم با اینکه اطلاعات سوخته به پاسداها داده بود.
بله، در پناه این همه فدا، از خودگذشتگی، خون و آتش است که امروز میتوانیم کثافتهای پنهان شده در پس پردهای تزویر را آشکار کنیم و در مقابل انسانهای باشرفی را از ملل مختلف در کنار خود و در جبهۀ مقاومت ببینیم. انسانهایی که از مقاومت مردم ایران در مقابل آخوندهای ضد ایران و ایرانی حمایت می کنند و زبان به ستایش مقاومت میگشایند.
خلاصه اینکه ما یک هدف داریم، آنهم هدف آزادی ملت ایران است. در این راه با هیچ مزدور خود فروخته و بریدۀ خائنی هم تعارف نداریم، هرکه می خواهد باشد. ما ایران را از آخوندها پس میگیریم.
در انتها توجه شما را به اطلاعیۀ رفیق کمونیست سرور کاردار، در ارتباط با حملۀ موشکی به کمپ لیبرتی جلب میکنم :این را نیز باید بگویم سرور کاردار جنسش از جنس خسرو گلسرخی است
: خانباباخان

  سکوت و عدم اقدام فوری و عملی‌ سازمان ملل و مجامع جهانی‌ برای حفظ جان مجاهدین خلق و کشتار آنان درزندان لیبریتی تائید جنایت کاران رژیم در حال احتضار جمهوری اسلامی ایران میباشد. این یک دهان کجی بزرگ به حقوق انسانی‌ بطور عام در سراسر جهان میباشد. امروز بر هیچ کسی‌ پوشیده نیست که بیش از ۳ هزار از بهترین فرزندان این ملت در عراق زیر تملک مالکی که او هم تحت حمایت و قیمومیت جانیان اسلامی است در بدترین شرایط محبوسند. دفاع بدون قید و شرط از حقوق انسانی‌ این زندانیان بی‌ دفاع وظیفهٔ هر انسان آزادی خواه میباشد. در واقع سیستم سرمایه داری جهانی‌ با سیاست کجدار و نریز خود در مقابل جانیان فاشیست اسلامی این انسانهای بیدفاع را به مسلخ سرمایه برده است. کوبلر دست در دست مالکی و خامنه‌ای این سناریوی کثیف را رهبری می‌کند. دفاع از شرف و حیثیت و جان این انسانهای شریف بدون قید و شرط‌های عقیدتی‌ دفاع از خود انسانیت است. این انسانها نه در مقام شهروند کشوری هستند و نه‌‌ استاتوس پناهندگی دارند و نه‌‌ اسیر جنگی ثبت شده حاکمی. این انسانها قربانیان سیاسی دو طرف متخاصم هستند و بس. با تمام قوا در مقابل جانیان جهانی‌ سرمایه بایستیم و از جان این عزیزان دفاع کنیم . مرز بین شرف و بیشرفی به مویی بند است. شرف انسانی‌ را پاس داریم. با تسلیت به بازماندگان و همسنگران عزیزان از دست رفته با صدای بلند بگوییم مرگ بر جانیان اسلامی. اگر امروز خارج از مرزهای ایران به کشتار مجاهدین دست میزنند ، و اگر ما سکوت کنیم چون که مجاهد نیستیم فردا نوبت خود ماست. این توطئه جهانی‌ است بر علیه انسانیت و باید پاسخ اعتراضی جهانی‌ بگیرد.

سرور کاردار

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه

درسرزمین من از بس که حنجره بریده اند خنجرها کند شده



درسرزمین من از بس که حنجره بریده اند خنجرها کند شده
و رودخانه ها به خود رنگ خون گرفته اند

نه تنها گل ها را چیدند گلزار را ویران کردند
به جای گل سرخ علف هرز  کاشتند
نه به باغ... نه به باغبان... نه به گل ....نه به گلزار
رحم نکردند 
حرمت رویش دانه گندم را دریدند

آه ازدست این قوم رذل پرنده های عاشق را سربریدند
به خاکستر سرخ ،  ققنوس ها لگد زدند
به پینه زیبای دست های باغبان خندیدند
و کرامت انسان را دریدند

خمینی صفتان به جنگ شرافت و شجاعت برخاستند

ازشادی و زیبایی گریختند و فرهنگ عزا بر قرار کردند

علم و دانش را به زنجیر کشیدند
جهل و جنایت را برما حاکم کردند

به جای ای ایران ای مرز پرگهر نعره انجزه  سردادند
صلح را بدتر از زهر ، جنگ را نعمت خدا دانستند

عارفان را به بند کشیدند و واعظان فریکار را به منبر نشاندند
درتمام کوچه ها دار  ظلم برپا کردند و
دست بریدند و چشم از حدقه درآوردند

خلیفه گری به راه انداختند، برای یک ملت ولی تعیین کردند

خمینی و قوم خمینی در سرزمین من و ما چونان کردند
مشتی اراذل و اوباش، بی حیا  و بی شخصیت از این قوم حمایت کردند
عاشقان وطن را خائن به وطن خوانند
خائینان به وطن را حامی وطن نامیدند
در این سرزمین ظلم و جهل و جنایت .
وطن فروش و خود فروش و مزدور ولایت 
دست در دست هم داده اند برای ویران کردن این وطن
 این وطن اسمش ایران است
 همه حرمتهایش را دریدند . نه به اسمش و نه به فرهنگش و نه به انسانش رحم نکردند

به تمام هستی ایران تاختند و نابود کردند
 ارزش ها را از بین بردند
 تخم نفاق در بین ملت پاشیدند 
این قوم رذل خمینی با ایران چونان کردند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۲۳, دوشنبه

زد شعله در چمن

زده شعله در چمن در شب وطن خون ارغوان ها

تو ای بانگ شور افکن تا سحر بزن شعله تا کران ها

که در خون خستگان دل شکستگان آرمیده طوفان

به آیندگان نگر در زمان نگر بردمیده طوفان

قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی خوشه شادی تا سحر بروید

سرود ستاره را موج تشنه با آهوان بگوید

ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید

زند بال و پر ز نو آن کبوتر و سوی میهن آید

گرفته تمام شب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان

پرد گرده گسترد دانه پرود سر زند بهاران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

خبر کوتاه است ولی بسیار مهم و بزرگ در زندان لیبرتی به مجاهدان عزت و شرف ملت ایران حمله موشکی شد




بله این رسم مبارزه است در طول تاریخ مبارزین واقعی راه خودشان را با خون بهترینهایشان باز کردند. ولی آیا میشود این ننگ را از پیشانی سازمان ملل پاک کرد؟؟؟ در ظاهر به مجاهدین خلق ایران حمله شده است ولی واقعیت چیزی دیگریست میشود گفت به سازمان ملل حمله شده است! چون این کمپ رسمی سازمان ملل است و سازمان ملل به اسم این کمپ میلیونها دلار از کشورها گدایی میکند و هیچ حفاظتی هم برای این کمپ نگذاشته است یک لمپن به اسم کوبلر که تبدیل به یک شکنجگر مجاهدین در این کمپ  شده است و تمامأ در اختیار مالکی و خامنه ای قرار گرفته است هر روز یک ننگ را بر پیشانی سازمان ملل و به اسم سازمان ملل به ثبت میرساند اگر مجاهدین خلق ایران از این چیزها ترس و واهمه داشتند اصلأ دست به مبارزه نمیزدند مجاهدین خلق ایران یک هدف دارند آن این است که این رژیم ضد ایران و ایرانی را از خاک پاک ایران برکنند و چونان خواهد شد زنده باد ارتش آزادی بخش ملی ایران بنازم به  مجاهد خلق مرگ بر خامنه ای و مالکی و لعنت بر خمینی
   خانباباخان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

من خطابم سبزهای واقعی وطنم است نه علفهای هرزه ولایت جهل و جنایت

من خطابم سبزهای واقعی وطنم است نه علفهای هرزه ولایت جهل و جنایت بنظر من امروز باید سبزهای واقعی موضع خودشان را روشن بکنند


by Khanbaba Khan on Monday, August 15, 2011


ازقدیم گفتند توبه گرگ مرگ است و بس . من خطابم سبزهای واقعی وطنم است نه علفهای هرزه ولایت جهل و جنایت . آن نوشته ها که در پارانتزمیارم قسمتهای از مقاله که در سایت کلمه چاپ شده است. یعنی سایت ظاهرأ سبزها ولی باطنش اکثریتی و توده و سبزاللهی های که با ولایت فقیه بودند و هستند و خواهند بود .



درسایت کلمه که امروز معروف به سایت سبزها است همان چیزهای که خمینی دجال خورده بود اینها بالا آوردند ولی با یک فرق اساسی نه به اسم خمینی دجال و یا خامنه ای جلاد بلکه به اسم سبزها . سایت کلمه : ( دولتمردانی که فریبِ حمایت از این سازمان را می‌خورند تنها دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها را بالا می‌برند و خاطرات تلخ سیاست‌های ضدایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده می‌کنند.) باید گفت ای جلاد دیروز مظلوم امروزکدام ملتها همان ملت که سی و چند سال است بهش تجاوز کرده اید؟ ویا بالای دارفرستاده اید؟ و یا از دانشگاه به سلولهای ضد بشریتان بردید؟ و یا هزاربلای دیگری بسرش آورده اید؟ این اراذل شرم را خوردند و حیا را به سرکشیدند . ببینید دوستان. بی شرمی را نگاه کنید سایت کلمه نوشته است : خاطرات تلخ سیاست‌های ضد ایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده می‌کنند . واقعأ آدم میماند که با چه زبانی جواب این اوباشها را بدهد مگر امام دجالتان نبود میگفت مصدق خوب شد از استعمار سیلی خورد ای سه رگهای منفور این را بدانید منفورتر از شماها در هیچ جای دنیا پیدا نمیشود (منظورم ازسه رگها) یعنی اکثریتی و توده ای و سبزاللهی حداقل به ریش کثیف امام دجالتان تف نه اندازید چون او از سیلی خوردن مصدق کبیر خوشحال بود . باز سایت کلمه : (. به پیروی از همراه بزرگ جنبش سبز، سازمان مجاهدین خلق را همچنان «منافقینی می‌دانیم که با خیانت‌ها و جنایت‌های خود مرده‌اند» و هشدار میرحسین موسوی را اینگونه تکرار می‌کنیم که «هیچ دولتی نباید برای کسب امتیازهای خود آنان را زنده کند و اگر چنین تلاشی کرد در خاطر ملت ایران به بدنامی نامبردار خواهد شد») باید گفت ای هرزه علفهای طویله خمینی دجال اگر شما مجاهدین خلق ایران را منافق صدا نمیکردین و یا نمیخواندید باید ملت ایران به مجاهدان خود شک میکردند . دوستان این (حیوره ها ). به زبان آذری به کسانی حیوره میگویند که خمینی صفت باشند . : حتی گفته موسوی را نیز جعل میکنند وآنقدرعلیل مغزند که گفته موسوی را نیز چاپ میکنند یعنی این را تشخیص نمیدهند که موسوی خطابش ولایت جهلش بود نه دولتهای دیگر این گفته خود موسوی است نگاه کنید ببینید درکجای این گفت خطاب موسوی دولتها بود موسوی: (من به عنوان یک دلسوز می‌گویم منافقین با خیانت‌ها و جنایت‌های خود مرده‌اند، شما(حاکمان) برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی، آن‌ها را زنده نکنید. )

(میر حسین موسوی، بیانیه شماره ۱۷)



واما دلم میخواد چند کلامی نیز خطاب به میرحسین موسوی بگویم هی میرحسین! آ نهایی که عکس امام دجالت و خامنه ای جلاد را بپائین میکشیدند جگر مجاهد داشتند هیچ شباهتی به تو و رهروان تو نداشتند شعارشان مرگ بر اصل ولایت فقیه بود نه مثل تو که بگویند ما در چارچوب ولایت میخواهیم فعالیت کنیم اونها جنسشان از جنس شرف و ایستادگی و فدا بود مثل شما یک شبه با شال سبز خاتمی شیاد سبز نشدند . ریشه اونها در عمق دریای خونهای پاک وطن است با خون خودشان به پای این دفتر شرف مهر سرنگونی همان ولایتی که تو میخواهی در چارچوبش فعالیت بکنی زدندباز سایت کلمه: .

(در تاریخ معاصر ایران، هیچ حزب، سازمان و حتی هیچ فرقه‌ای به اندازه سازمان مجاهدین خلق در نزد ملت ایران بدنام نیست. هنوز ملت ایران، فراموش نکرده است که بهترین فرزندانش، توسط سازمان مجاهدین خلق به فجیع‌ترین شکل ممکن ترور شدند و به شهادت رسیدند)ای یاران و ای ایرانیان آزاده ببینید اگر این مقاله رابه خامنه ای جلاد واگذارمیکردند میتوانست اینقدر بر علیه مجاهدین خلق قلم بزند؟ وقتی که به این علفهای هرزه ی طویله خمینی دجال میگویم سبزاللهی خواهش میکنم سبزهای واقعی فرق خودشان را با اینها بدانند . سبز یعنی مرگ بر اصل ولایت فقیه . لابد منظوراین اراذل از بهترین فرزندان ایران لاجوردی دژخیم و صیاد شیرازی جلاد کردستان است . بی شرمی را نگاه کنید تمام جنایتهای خمینی دجال و خامنه ای جلاد را فراموش کرده اند حتی یک کلام از آنها اسم نمیبرند ولی برای قربانی کردن مجاهدین از هیچ رذل و رذالتی فروگذارنیستند . آیا ما انسانهای آزاده و ضد ولایت فقیه حق داریم به این اراذل بگویم سبزاللهی یا نه ؟ باز سایت کلمه: ( مادامی که شالوده فرقه ای و فردپرستانه‌ی این سازمان باقی است این سازمان چاره ای جز تمکین به بیگانگان برای خنجر زدن به ملت خود ندارد و هر کشور و نهادی که از این سازمان حمایت کند، خود را در میان مردم ایران بدنام می‌کند و در اذهان تاریخی مردم ایران به دفاع از خشونت و خیانت مشهور می‌شود.) ببینید هموطنان عزیز شرف و انسانیت باید در خون انسان باشد نمیشود با یک شال سبزآن را به رگ انتقال داد آنهم از دست خاتمی شیاد که بی شرمانه هنوز هنوزه میگوید اگر شرط و شروط ما را قبول بکنند ما درچارچوب ولایت در انتخابات شرکت خواهیم کرد تف بر اون قبر کثیف دجالت ای شیاد . آخه این سازمان کی به ملت ایران خنجر زده است؟ دست بریده است ؟و یا گردن بریده است ؟ ویا هزار هزار اعدام کرده است؟ و یا چشم درآورده است؟ و یا بروی تظاهرات کنندگان رگبار بسته است؟ یا زندانیان اسیر را قتل عام کرده است؟ سنگسارکرده است ؟ وووووو هزاران وی دیگر. من برای اینکه این مقاله فراموش نشود به تمام آت آشغالهای سبز از نوع ولایت فقیهی و سبز اللهی های کثیف که اسم سبزهای واقعی را دزدیدند میگویم خامنه ای جلاد مثل پنبه ازتان استفاده خواهد کرد فراموش نکنید شماها مثل یک ابزار کرایه ی میمانید هیچ شباهتی به انسان ندارید. من بعنوان یک ایرانی خطاب به تمام دژخیمان میگویم چه پاسدار و چه سبز اللهی و چه توده و اکثریتی عمر کثیفتان به سر آمده است هرچقدر در توان دارید به جلوی پای مبارزان و مجاهدان ملت ایران سنگ به اندازید و زوزه بکشید و دهانهای گشادتان را پاره بکنید این ملت 80 میلیونی ایران برای سرنگون کردن شما پس مانده های خمینی دجال به اندازه کافی قهرمانانی دارد هیچ دژخیمی را از خشم خلق گریزی نیست دارم با چشم میبینم که ملت بزرگ ایران مثل نازی های هیتلری سرهای تان را تراشیده در کوچه و خیابان به سرتراشیده های خمینی دجال معروف میشوید. شما ها اعتقادتان به ولایت فقیه مطلقه است و عاقبتان نیز سرتراشیده ها معروف خواهید شد درود بر سبزهای واقعی که شعارشان مرگ بر اصل ولایت فقیه بود و هستش درود برضد ولایت فقیه لعنت بر خمینی و پیروانش باد زنده باد ایران زنده باد ایرانی باشید تا شیران غران وطن وارد میدان بشوند هم ریش و هم ریشه تان را خواهند سوزاند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۱۶, دوشنبه

دروغ شاخدار در رابطه با ملا حسنی



امروز در سایت جهان یک دروغ شاخ دار دیدم حیفم آمد که جواب ندهم در سال 1357 که میشود گفت همه مسلح شده بودند این ملا حسنی نیز در منبر هزیانگوی میکرد و یک کرد به اسم خورشید بیک که همه را مسلح میکرد تمام پیشتازان مسلح بودند چند روز مانده بود خمینی به ایران بیایید یک دفعه ملا حسنی در بالای منبر از زیر عبایش یک کلاشینکف در آورد و داد زد گفت من میگم اجازه بدهند امام بیایید اگر اجازه ندهند با این کلاشینکفم به پاریس خواهم رفت و امام را خواهم آورم باعث خنده حاضران شد الان سایت جهان حسنی را یک قهرمان کرده انگار که همه اون شاهدان مرده اند لعنت بر خمینی و حسنی قاتل حسنی آخرین نفر بود که تفنگ خرید و هیچ وقت هم از او استفاده نکرد تا قتل عام های کردستان لعنت خدا و خلق بر پدر دروغگویتان باد (خانباباخان)ا
پنهان کردن کلاشینکف زیر عبا!
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۲
حجت الاسلام والمسلمین حسنی یکی از مبارزان انقلابی و از عوامل مؤثر در بسیج مردم علیه حکومت شاهنشاهی بود.
به گزارش جهان به نقل از ندای ارومیه، حجت الاسلام والمسلمین حسنی از مخالفان علیه نظام شاهنشاهی پهلوی بود و به گفتهٔ خود از 18 سالگی تا زمان انقلاب (و چند سال پس از آن) همیشه اسلحه گرم به همراه داشته و به مبارزه مسلحانه با نظام پهلوی اعتقاد داشت.

او در ماه‌های انتهایی حکومت پهلوی هم از عوامل مؤثر در بسیج مردم علیه حکومت بود.

جمشید حقگو نخستین استاندار آذربایجان غربی نقل می‌کند که حسنی «یکروز در بالای منبر بطور غافلگیرانه یک کلاشینکف از زیر عبای خود درمی‌آورد و می‌گوید مردم این یک تفنگ است نوک مگسک قلب شاه! مردم با دیدن این صحنه به هیجان در می‌آیند و از آن تاریخ مردم ارومیه به سرعت مسلح می‌شوند.»

در زیر  کتاب قطور تاریخ را ورق می زنیم و عکس های خاطره انگیز ایشان را مروری دوباره می کنیم:

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

حافظ غزل 374


بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریـزد
من و ساقی به هم تـازیم و بنیادش بر اندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قـدح ریـزیـم
نسیم عطر گردان را شکر در مجمر انـدازیـم
چو در دست ست رودی خوش بزن مطرب سُرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا ! خاک وجود ما بـدان عالی جناب انداز
بـُوَد کآن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می‌لافـد ، یکی طامات می‌بافـد
بیا ! کاین داوری ها را به پیش داور انـدازیـم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خُم‌ات روزی به حوض کوثر اندازیم
سخن‌دانی و خوش‌خوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حـافــظ ! که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed